تبليغاتX
شهید مظلوم

زندگینامه و آثار آیت الله شهید سید حسن شیرازی رضوان الله تعالی علیه

بسم الله الرحمن الرحيم اللهم كن لوليك الحجة بن الحسن صلواتك عليه وعلی آبائه في هذه الساعة و في كل ساعة وليا و حافظا و قائدا و ناصرا و دليلا و عينا حتي تسكنه ارضك طوعا و تمتعه فيها طويلا .

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

یکی از بزرگترین و ارزنده ترین قسمت از فعالیت ها و مبارزات شهید سید حسن شیرازی در آن زمان، نجات مسلمانان مخصوصا جوانان از موج سریع و تند افکار کمونیستها و قیام علیه حزب کمونیست بود.

 

عراق در زمان حکومت عبدالکریم قاسم که یک وابسته غربی بود، پس از قیام علیه ملک فیصل دوم بلافاصله زمینه تسلط مکتب  کمونیست ها را فراهم نمود. مکتب کمونیست به هیچ چیز پایبند نبود، نه به دین، نه به عقل و نه به عرف. آنها معتقد بودند خدایی وجود ندارد، اخلاق و دین مفهومی ندارد، خانواده فاقد هر گونه ارزش است و در زیر لوای همین شعارها به هر فسادی دست می زدند و زمینه هر بی بند و باری را فراهم می کردند.

 

در ابتدا آنان افکار به ظاهر جالب خود را در مغز جوانان زیبا جلوه دادند، و ظاهرسازی نمودند که بیشتر مردم متدین در مقابل موج سریع و تندرو آنان ناامید شدند و آیه یأس خواندند و دست از فعالیتهای دینی برداشتند. اما افراد آگاهی چون شهید سید حسن که می دانستند این احزاب همانند کفِ روی آب می مانند که مدتی روی آب می ایستند ولی به مرور زمان از بین خواهند رفت، دست به فعالیتهای گسترده زدند.

 

این شهید بزرگوار جلساتی در کربلا از جوانان متدین به نام "الشباب الحسینی" تشکیل داد. با جلسات و مجالس مناظره برای جوابگویی به شبهات کمونیستها و نشر و توزیع کتابچه های مختلف، سعی در آگاه کردن مردم به خصوص جوانان نسبت به خطر کمونیست داشت.

در همین ایام دست به ابتکار بسیار زیبایی زد. با تشویق و حمایت پدر و برادر بزرگوارشان در سیزده رجب به مناسبت ولادت امیر المومنین علی علیه السلام جشن بزرگ و با شکوهی را در کربلا ترتیب داد. هدف و فلسفه این جشن ایجاد یک موج نیرومند در مقابل کمونیستها بود، بلکه فستیوالی دینی و جنبشی مذهبی ضد تمام احزاب کفر و استعمار در عراق بود.

 

سیزده رجب، تمام کربلا را زینت کردند و در تمام میدانهای شهر یکی از داستانهای تاریخ اسلام را با وسایل الکتریکی مجسّم کردند. از تمام شخصیتهای دینی، علمی و سیاسی عراق دعوت به عمل آمد تا در این جشن شرکت کنند. تمام سفرای کشورهای اسلامی و وزرای عراق و بزرگان دولت و ارتش در این جشن حضور پیدا کردند. محل برگزاری، حسینیه تهرانی ها جنب صحن مقدّس امام حسین علیه السلام بود. این جشن در سال اولش که پدیده ای جدید بود سر و صدای زیادی از خود بجا گذاشت، تا جایی که رادیو بی بی سی لندن اخبار آن را منعکس کرد. از طرف مرحوم آیت الله شیرازی و آیت الله حکیم و شخصیتهای مذهبی و ارتش مقاله خوانده شد. از لبنان جرج جرداق ادیب بزرگ عرب سخنرانی نمود.

 

سخنرانان یکی پس از دیگری جلوی تریبون قرار گرفتند و مردم برای آنان ابراز احساسات می کردند و به سخنرانی آنان گوش می دادند. در اوج گرمی جشن، پشت میکروفون اعلام شد که اکنون سید حسن شیرازی به دیدارتان می آید. مردم مخصوصا جوانان به مجرد شنیدن حروف ح – س – ن ناگهان از جای برخواستند و دیگر هیچ نیرویی نتوانست جلوی ابراز احساسات آنان را بگیرد. صدای کف زدن مداوم مردم دیوار حسینیه تهرانی ها و خانه های شهر کربلا را به لرزه درآورده بود.

 

سید حسن از میان مردم برخاست، بسوی تریبون رفت و با دست خود از ابراز احساسات مردم تشکر نمود، ولی مردم مگر دست برمی داشتند؟! جوانان اداره کنندۀ جشن با اشاره دست از مردم تقاضای سکوت و نشستن کردند و پس از چند دقیقه فضای مجلس آرام شد و سید حسن شروع به سخن کرد. در شب سیزده رجب سال 1960 میلادی در زمان حکومت حزب کمونیست عراق، در محضر علمای بزرگ شیعه و بکری، مرحوم آیت الله حکیم، هشت وزیر عراق، نماینده عبدالکریم قاسم، بزرگان ارتش عراق، سفرای کشور های اسلامی، نماینده رئیس مجلس السیاده، ادبای بزرگ لبنان و سوریه، جوانان عراق و مردم کربلا، حدود نیم میلیون نفر مردم در صحن مقدس امام حسین علیه السلام و خیابانهای اطراف ایستاده بودند و از بلندگو به سخنرانیهای جشن گوش می دادند.

 

مردم آماده برای شنیدن آخرین بیانیه نماینده روحانیت شیعه بودند در حالیکه از قتل و غارت کمونیست ها به ستوه آمده بودند و ناامید شده بودند. سخنرانی شهید آیت الله سید حسن شیرازی آنچنان کوبنده و مهیّج بود که همچون صاعقه ای آ تشین و پتکی آهنین بر سر کمونیست ها و فرمانروایان بغداد فرود آمد. و پس از آن نیروهای متدین و مذهبی احساس شخصیّت و غرور کردند و خود را توانا و قادر بر هر چیز می دیدند.

 

آن روزها استاندار کربلا عبد الشوک بود که قبل از تشکیل مجلس با اصرار زیادی از شهید سید حسن خواسته بود تا او را ملاقات کند. و گفته بود اگر سروده شیرازی را قبل از جلسه مطالعه نکنم، مجلس جشن را تعطیل خواهم کرد. اما آیت شهید پافشاری داشت تا با استاندار ملاقات نکند. ولی ناچار قسمتی از اشعار خود را که چندان اهمیتی نداشت را برای اوفرستاد. استاندار که دید قصیده چندان پر حرارت و کوبنده نیست و به سیاست آنان لطمه نمی زند، اجازه داد.

 

شهید بزرگوار وقتی پشت تریبون قرار گرفت، سروده کوبنده  خود را از حفظ خوا ند و آنچه می خواست بیان فرمود. استاندار سخت برآشفته بود، و از طرفی هم به خاطر مهمانان خارجی و رجال و شخصیتهای مهم و رسمی عراق نمی توانست مجلس را ترک کند و از ادامه آن نیز قادر نبود جلوگیری کند.

 

ترجمه قسمتی از این اشعار:

 

مردم، کلمه ســــلام و صلح شما را فریب ندهد (السّلام شعار کمونیست ها بود)

که این جنگ بی ایمانی است بر علیه وطن ما و فرمانروایان ما.

گفتند شعار ما صلح است، اما دیدیم که شعارشان

کشیدن طنابهای اعدام و شکنجه اجسام بود.

به پیامبر اسلام و کتابش توهین کردند.

و خدا و اسلام را به باد مسخره گرفتند.

تمام استعمارگران گوش فرا دهند

ما خواهان برقراری حکومت اسلام هستیم

مردم! بنام خدا و قرآن قیام کنید.

برای بنیان گذاری حکومت اسلام!

 

سخنان شهید در آن زمان و در آن مجلس با شکوه جشن، بنیان کفر و الحاد کمونیست ها را بر سرشان ویران کرد، در حالیکه قبل از برگزاری آن جشن، کمونیست ها تلاش کردند مجلس را به هم بزنند و مانع برگزاری آن شوند، ولی به یاری خدای متعال توطئه هایشان خنثی شد و موفق نشدند کاری کنند. آنجا بود که خود نیز دریافتند جز کفی روی آب بیش نیستند و امواج سهمگین آب دریا را نمی توانند در زیر سیطره خود درآورند. دریافتند که عمق دریا را نیروهای دینی در قدرت خود دارند و اعتراف کردند که: "ارتجاع کربلا! حزب را نیم قرن عقب انداختند". حزب کمونیست که احساس شکست نموده بود، دست و پای خود را جمع و جور کرد و تهدید به قتل نمود. نمونه هایی از وحشیگریها و جنایات کمونیست ها  در مقاله بعد انشاءالله بیان خواهد شد.

 

Top of Form

 

Top of Form

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 23:24  توسط محب اهلبیت | 

بسم الله الرحمن الرحیم

  

 

آیت الله شهید سید  حسن شیرازی با الهام از انوار روشن الهی و سیره اهل بیت علیهم السلام مسیر نجات ملتهای مسلمان را ترسیم نمود و همواره تاکید می کرد که تشکیل یک جامعه قانونی و ایجاد ضوابط و قوانین صحیح ممکن نیست، مگر از طریق اسلام و معصومین علیهم السلام و هر قانونی که مخالف اسلام باشد موجب محدودیّت و هدم آزادیهای شخصی و اجتماعی می شود، لاجرم مردود و محکوم به شکست است. 

 

این شهید بزرگوار از دوران جوانی وحتی کمتر از سن بیست سالگی فعالیت و مبارزات خود را در برابر حکام زمانه آغاز نمود.

 

کشور عراق در آن زمان، روزگار بسیار دردناکی را می گذراند، موج فساد همه جا را فرا گرفته بود و مراکز فروش شراب و قمارخانه ها توسط دولت وقت در شهرها و روستاها دایر می شد. در شهرهای مقدس نجف اشرف، کربلا، کاظمین و سامرا فساد بصورت مخفیانه رایج بود و تنها قمارخانه ها بصورت آشکار در همه جا به چشم می خوردند.

در شـهر کــربـلا هفـتصد مرکـز قماربازی سرشماری شده بود.آیت الله العظمی شهید سید محمد شیرازی و آیت الله  شهید سید حسن با کمک عده ای از خطبا، علمای نجف و صاحبان نفوذ در بغداد در طی یک سال زحمت خستگی ناپذیر این مراکز فساد را تعطیل نمودند.

شهید سید حسن در زمان حکومت نوری سعید از راههای مختلف به مبارزه با حکومت فاسد و ظالمانه وقت پرداخت. از یک طرف به طور مستمر به ملاقات شخصیت های سیاسی، مقامات و مسئولین کشور می رفت واز طرف دیگر با مقالات کوبنده خود ملت مسلمان را به آگاهی و بیداری دعوت می نمود. در جریان ملاقاتهایش با مسئولین به آنان هشدار می داد که در جریانات کشور به مسئولیتهای شرعی خود عمل کنند. بخصوص در مورد بی اعتنایی به زیارتگاههای شیعیان  ومراسم مذهبی آنان تذکر می داد.

این بزرگوار آنقدر تماس ها و خواسته های خود را دنبال می کرد که مقامات بغداد از دست او به تنگ می آمدند. گاهی با احترام به او وعده هایی می دادند و گاهی با تندی او را تهدید میکردند. اما او همیشه در جهاد و بیداری بسر می برد و از تهدیدات آنان به خود هراس راه نمی داد.

ایشان با مقالات کوبنده با اسلوبی ادبی و عالی که خود می نگاشت و با قصائد و اشعار جذاب و آتشینی که می سرود و منتشر می ساخت، ملت مسلمان را آگاه و بیدار می کرد.

آیت الله العظمی شهید سید محمد شیرازی با  برادر شهیدش مجله " الاخلاق و الاداب " را با تیراژ پنچ هزار نسخه ای در شهر مقدس کربلا منتشر می کردند.

شهید سید حسن که سردبیر مجله بودند، با مقالات کوبنده و بیدار کننده خود در هر شماره، صاعقه ای کشنده بر سر حکومت عراق فرود می آورد. خصوصاً در جریان " پیمان بغداد " که نوری سعید با شاه ایران و دیگر ایادی استعمار در منطقه بسته بود، شهید سید حسن شیرازی پیشاپیش رجال مبارزی بود که این پیمان را محکوم کرد و مردم را نسبت به خطرات و مفاسد این پیمان در آینده آگاه ساخت. پس ازامضای " پیمان بغداد " مجله با سر مقاله ای پیرامون محکوم ساختن پیمان های استعماری و همکاری با کفار منتشر شد. در این مقاله به پهلوی ملعون که همه چیز ملت ایران را به استعمار فروخته، دین و ملت را نابود کرده بود، به سختی حمله شد.

در اثر انتشار این مجله شاه ایران سخت به خشم آمد و از بغداد دستورهایی به کربلا رسید و شهید سید حسن شیرازی را سخت تهدید کردند و حکومت بغداد که از مقالات سید حسن به شدت بر آشفته بود، دستور تعطیل شدن و دستگیری و زندانی کردن سید حسن وسید محمد شیرازی و تمام همکاران این مجله را صادر کرد. اما تقدیر الهی مانع اجرای این حکم ظالمانه شد و انقلابی بر ضد رژیم سلطنتی عراق به راه افتاد و با نابودی حکومت وقت مجله نیز به کار خود ادامه داد.

 

                                                      ادامه دارد

+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 2:3  توسط محب اهلبیت | 
 



صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
با عرض سلام و تشکر از بازدید کنندگان عزیز، استدعا میشود، چنانچه خاطرات، عکس و یا مطلبی از این شهید عزیز در اختیار دارند، برای ما ایمیل نمایند.




پدر بزرگوار شهید
میرزا سید مهدی شیرازی





نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
بهمن 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
آرشیو موضوعی
شیوه های یاری غریب کربلا ( عزاداری )
پیوندها
پایگاه آیت الله العظمی شیرازی
محاضرات آیت الله العظمی سید مجتبی شیرازی
این المنتقم؟؟؟
قرآن و عترت
نابغه قرن بیستم در تالیف
ایت الله العظمی سید مخمد شیرازی

زندگینامه شهید به عربی


------------------------

آثار شهید سید حسن شیرازی
">
-------------------------

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM